دشمن، سال‌هاست راهبردش را بر یک خیال خام بنا کرده: بریدن رشته اعتماد مردم از آرمان‌ها، خسته‌کردن اراده‌ها و تبدیل میدان به حاشیه. اما همین صحنه‌های عظیم، هر بار آن محاسبه را باطل می‌کند. وقتی ملت، در اوج غم، به میدان می‌آید؛ یعنی پروژه «ترس» شکست خورده است. وقتی جمعیت، «وحدت» را روی دست می‌گیرد؛ یعنی عملیات «تفرقه» زمین‌گیر شده است. این همان انتقامی است که خاموش نمی‌شود: انتقامِ شکستِ روایت دشمن.

این بدرقه، تنها وداع با یک پیکر نبود؛ اعلام یک موضع روشن بود: ما فراموش نمی‌کنیم، کوتاه نمی‌آییم، و اجازه نمی‌دهیم خون‌های پاک، به تیترهای گذرا تقلیل یابد. «انتقام» در قاموس این ملت، پیش از هر چیز یعنی مطالبه حق، پیگیری تا آخر خط، و رسواکردن آن دستی که پشت پرده جنایت می‌ایستد و بعد، با ژست‌های حقوق‌بشری، حقیقت را وارونه جلوه می‌دهد.

جهان، از قاب رسانه‌ها، بار دیگر ملتی را دید که دشمن را نه با هیجان‌های زودگذر، بلکه با «عزمِ طولانی» پاسخ می‌دهد؛ عزم برای حفظ عزت، تداوم مسیر، و تبدیل داغ به قدرت. و این است معنای فریادِ خاموش‌نشدنی: فریادی که از دل مردم برمی‌خیزد و در تاریخ می‌ماند؛ فریادی که نه خسته می‌شود، نه خاموش.