به گزارش فصل امید؛ دولت وفاق با شعار عقلانیت، همگرایی و بازسازی سرمایه اجتماعی پا به میدان گذاشت؛ دولتی که قرار بود به جای سیاستورزیهای پرهیاهو، بر مدیریت حرفهای و توسعهمحور تکیه کند. انتخاب بهرام سرمست برای آذربایجان شرقی نیز در همین چارچوب قابل فهم است؛ مدیری دانشگاهی با تجربههای اجرایی که هم زبان نخبگان را میفهمد و هم سازوکار مدیریت استان را میشناسد. سرمست از آن دست مدیرانی است که ترجیح میدهد بیشتر کار کند تا سخن بگوید، بیشتر بسازد تا روایت کند. اما سیاست امروز، میدان صرفِ عمل نیست؛ میدان رقابت روایتها نیز هست.
در چنین فضایی، عجیب نیست که گاه حاشیهها جای متن را بگیرند. یک روز عدم حضور استاندار در محلهای مانند ملا زینال به تیتر تبدیل میشود؛ روز دیگر سخنان دلسوزانه او در اتاق بازرگانی تبریز، در مسیر نقل و بازنشر، رنگی دیگر به خود میگیرد. حتی گاه زمزمههایی از «گزینهسازی» درون مجموعه استانداری یا مقایسههای شتابزده با استاندار استان همجوار مطرح میشود؛ زمزمههایی که بیشتر از آنکه واقعیت مدیریتی استان را بازتاب دهند، نشانه خلأ در میدان روایت هستند.
این خلأ اما یک منشأ مشخص دارد: ضعف در روابط عمومی و ارتباط رسانهای استانداری آذربایجان شرقی. در روزگار ما، روابط عمومی دیگر واحدی برای تنظیم خبر و انتشار چند عکس از جلسات نیست؛ روابط عمومی اتاق فرمان روایت دولت در افکار عمومی است. اگر این اتاق فرمان خاموش یا کمصدا باشد، حتی پرکارترین مدیران نیز در گردوغبار حاشیهها پنهان میشوند.
واقعیت آن است که آذربایجان شرقی، با پیشینه تاریخی، ظرفیتهای اقتصادی و جامعه رسانهای فعال خود، بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک ارتباط سالم و حرفهای میان مدیریت استان و رسانههاست. رسانهها نه رقیب مدیریت اجراییاند و نه مزاحم توسعه؛ بلکه اگر به درستی دیده شوند، میتوانند بازوی روایتگر توسعه باشند. اما وقتی به جای تعامل، نوعی فاصله و حتی تقابل ناخواسته شکل میگیرد، طبیعی است که میدان به شایعات، سوءبرداشتها و روایتهای ناقص واگذار شود.
بهرام سرمست امروز در موقعیتی قرار دارد که میتواند یکی از موفقترین استانداران دولت چهاردهم باشد؛ مدیری که تجربه، دانش و نگاه توسعهمحور را توأمان در اختیار دارد. اما برای آنکه این مسیر به درستی در افکار عمومی دیده شود، استانداری آذربایجان شرقی نیازمند بازآرایی جدی در حوزه روابط عمومی است.
زمان آن رسیده است که فضای روابط عمومی استانداری با رسانههای استان آشتی کند؛ آشتیای که نه از سر مصلحت فردی، بلکه برای منافع عمومی استان و موفقیت دولت وفاق ضروری است. توسعه آذربایجان شرقی بدون شکلگیری یک روایت حرفهای و همدلانه در فضای رسانهای دشوار خواهد بود.
اگر قرار است کارنامه مدیریتی دکتر سرمست به اندازه وزن واقعیاش دیده شود، استانداری در روابط عمومی به سکانداری دلسوز، حرفهای و آشنا با ظرافتهای رسانه نیاز دارد؛ مدیری که بداند چگونه میان میدان عمل و میدان روایت پلی مطمئن بسازد. پلی که نه تنها دستاوردهای مدیریت استان را به افکار عمومی منتقل کند، بلکه اعتماد و همدلی را نیز در فضای رسانهای بازآفرینی کند.
در غیر این صورت، خطر آن است که مدیری که میتواند نگین استانداران دولت وفاق باشد، در سایه ضعف روایتگری کمرنگ دیده شود؛ و این، نه به سود آذربایجان شرقی است و نه به سود دولتی که با شعار وفاق و توسعه بر سر کار آمده است.
دیدگاهتان را بنویسید