انسان از دیرباز به عنوان یک عامل دخالت کننده در طبیعت مطرح است و در طول سدههای گذشته با انواع فعالیتهای تخریبی بر الگوهای جوی و آب و هوایی تاثیرات مهمی گذاشته که نمونه مهم آن، نازک شدن لایه اوزن است، اما موضوع فقط به همین موارد منتهی نمیشود چرا که براساس دیدگاههای علمی و مراجع رسمی به نظر میرسد که این دخالتها در اهداف نظامی و جنگی به کار میرود.
بر اساس برخی دیدگاهها، پیشرفت فناوری در دهههای اخیر این امکان را برای کشورهای قدرتمند فراهم کرده است تا با بهرهگیری از ابزارهای نوین، در الگوهای جوی مداخله کرده و شرایط آبوهوایی مناطق مختلف را دستکاری کنند. این اقدامات، در صورت صحت، میتواند پیامدهای گستردهای از جمله ایجاد خشکسالی، سیلابهای غیرطبیعی و اختلال در منابع آبی کشورها را به دنبال داشته باشد؛ موضوعی که با اصول و قواعد حقوق بینالملل نیز در تعارض است.
در همین چارچوب، برخی گزارشها و تحلیلها به وضعیت ایران در سالهای اخیر اشاره دارند؛ کشوری که دورههای متوالی خشکسالی، کاهش منابع آبی، خشک شدن تالابها و افت سطح یا حتی خشکی کامل آب سدها را تجربه کرده است. این شرایط، علاوه بر عوامل اقلیمی شناختهشده، از سوی برخی کارشناسان با احتمال مداخلات خارجی در حوزه آبوهوا نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
موضوع جنگ اقلیمی شاید در مراجع علمی و سازمانهای بین المللی مورد تایید قرار گرفته و گویا در سیاست کشورهای قدرتمند دنیا به صورت مخفیانه گنجانده شده است، اما سایر کشورها، آن را فقط در حد یک تئوری و موضوع شبه علمی میدانند و تحقیقات دقیق و حساب شدهای درباره آن انجام نمیدهند.
این شرایط، ادعا و شبهات به خاطر این مطرح میشود که در سالهای گذشته در کشورهایی چون ایران، ترکیه و عراق، الگوهای جوی غیرطبیعی از نظر کارشناسان اقلیمی دیده میشود که مغایر با الگوهای بلندمدت در این منطقه است و شبهه دستکاری و مهندسی آب و هوا توسط دستان پشت پرده را دارد.
همزمان با تحولات اخیر منطقهای و کاهش فعالیت برخی پایگاههای نظامی و شاید سرّی در اطراف ایران، شاهد افزایش بارشها نسبت به سالهای گذشته و بازگشت به چرخه طبیعی الگوهای بارشی بلند مدت در ایران و سایر کشورهای منطقه بوده ایم. هرچند این موضوع نیازمند بررسیهای دقیق علمی است، اما در برخی تحلیلها بهعنوان نشانهای از کاهش مداخلات خارجی در الگوهای جوی منطقه مطرح میشود.
با توجه به اهمیت روزافزون این موضوع، بررسی ابعاد مختلف جنگ اقلیمی، میزان واقعی بودن آن و تأثیرات احتمالی آن بر کشورهایی مانند ایران، ضرورتی انکارناپذیر به نظر میرسد؛ موضوعی که میتواند در آینده نزدیک به یکی از محورهای اصلی مطالعات راهبردی و زیستمحیطی در سطح جهان تبدیل شود.
پروژه هارپ، سلاح جنگی آمریکا در قرن بیست و یکم
دکتر یوسف قویدل، استاد گروه جغرافیای طبیعی دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس به خبرنگار ایرنا، میگوید: جنگ اقلیمی در دنیا وجود دارد و قابل کتمان نیست. این موضوع به صورت آکادمیک دنبال شده و در مراجع علمی نیز درباره آن کتابهایی نوشته شده است. جنگ اقلیمی موضوع جدیدی نیست و از حدود ۱۵۰ سال قبل، نخستین مطالعات آن آغاز شده و از ۱۳۵۲ نیز به صورت واضح و علمی دنبال میشود.
وی اضافه می کند: جنگ اقلیمی چند لایه دارد که لایه واضح آن، بحث علمی بوده و یک لایه پنهان است که مربوط به تجهیزات و تسلیحات جوی میشود و اغلب محرمانه هستند. سیستم هارپ آمریکا، سورا روسیه و ایسکت اروپا ازجمله سیستمهایی هستند که تا امروز مطرح، تایید و شناخته شدهاند. چین نیز سیستمی در این خصوص دارد که براساس پیش بینیها از سیستمهای دیگر، پیشرفته تر بوده و اطلاعاتی درباره فعالیت آن تا به امروز درز پیدا نکرده است.
وی درباره سیستم معروف هارپ آمریکا، ادامه میدهد: هارپ یک سیستمی است که از طریق دستکاری در یونوسفر، امواجی را به سطح زمین میفرستد که میتواند در نقاطی که گسلها نیمه فعال بوده و گاز رادیوم از آن متصاعد میشود، باعث تشدید فعالیت گسل شده و زلزلههای خفیفی در حد ۵.۵ ریشتر ایجاد کند. از این طریق، زلزلههای کوچک طبیعی تسریع و تشدید میشود. تقریبا کارشناسان بسیاری به این باور رسیدهاند که آمریکا باعث زلزله مهیب در هائیتی شده است.
قویدل میگوید: هارپ در وضعیت آب و هوایی هم دستکاری میکند، مثلا ابرها را از مسیر طبیعی خود منحرف کرده و رطوبت سیستمهای جوی حاوی رطوبت را کم میکنند. این نوع سیستمهای دستکاری آب و هوایی، میتوانند به راحتی خشکسالی ایجاد کنند ولی افزایش بارندگیها از این طریق سخت است.
وی یادآوری می کند: کتابهای علمی مختلفی با موضوع جنگ اقلیمی نوشته شده و در آنها به صورت واضح و تفصیلی آمده که میتوان آب و هوا را به عنوان سلاح جنگی به کار برد، اما متاسفانه تنها نسخههای محدودی از آنها به فارسی چاپ شده و بدنه علمی و دانشگاهی کشور، رغبت چندانی برای تحقیق علمی در این موضوع ندارند.
وی تاکید میکند: جریانی در کشور وجود دارد که جنگ اقلیمی را توهم توطئه میداند، درحالی که منابع علمی آن را به صورت شفاف با دلایل علمی و واضح تایید میکنند. البته اطلاعات ما از این نوع سیستمها فقط از ابزارها و تحهیزاتی است که تا امروز عیان شده و قطعا بسیاری از سیستمها و ابزارهایی هم هستند که هیچ اطلاعی از آنها نداریم.
پیامدهای احتمالی مداخلات اقلیمی برای ایران و منطقه
این استاد دانشگاه میگوید: وقتی هواپیما از جو عبور میکند، یک خط سفیدرنگی از خود بر آسمان برجای میگذارد که گفته میشود، بخار آب است ولی گاهی این خط، رد ماده شیمیایی است که از هواپیما به داخل جو ایران متصاعد شده و به نوعی تزریق مواد شیمیایی در جو انجام میگیرد و به آن فرایند «کمتریل» گفته میشود.
وی تاکید میکند: قدرت این سیستمها هنوز محدود است و صرفا توسط کشورهای قدرتمند علیه کشورهایی که میخواهند آنها را متزلزل کنند، استفاده میشود، بنابراین کشورهایی مثل آمریکا نمیتواند سیستم هارپ را در داخل کشور خود اجرا کند زیرا باعث تشدید زلزلهها میشود از این رو زلزلههایی که اکنون در آمریکا رخ میدهد، طبیعی است.
وی یادآوری می کند: قدیمی ترین کتاب درباره موضوع جنگ اقلیمی با نام «آیا بشر میتواند آب و هوا را تغییر دهد؟» در سال ۱۳۵۳ به زبان روسی نوشته شد و فخری مقدس در ۱۳۸۸ آن کتاب را از زبان انگلیسی به زبان فارسی ترجمه کرد.
قویدل، بارورسازی ابرها را یک اقدام اصلاح آب و هوایی عنوان کرده و میگوید: بارورسازی ابرها، بین ۱۰ تا ۱۵ درصد بر روی بارندگی تاثیر دارد که به صورت پیشرفته در ایران درحال انجام است، اما مهندسی آب و هوا تنها به این موضوع خلاصه نمیشود.
وی به وضعیت بارندگیهای کشور در روزهای جنگ و بعد از جنگ اشاره و اضافه می کند: ایران در جنگ تحمیلی سوم، پایگاههای نظامی را در کشورهای عربی منطقه مورد هدف قرار داد، البته کشورهای عربی در این باره کارهای نیستند و معمولا به عنوان شریک سوم در کنار آمریکا و اسرائیل مطرح میشوند، اما از زمانی که این پایگاهها به زیر ضربه رفتند، بسیاری از سیستمها از بین رفت و خاموش شد و فرایند دستکاری آب و هوا از این طریق ادامه نیافت، از این رو گمان میرود که ایران گرفتار جنگ اقلیمی بوده است.
وی ادامه میدهد: رادارهایی که مورد هدف قرار گرفتند نیز در داستان دستکاری مهندسی آب وهوا، نقش هدایت سیستمهای بارشی و ابرها را دارند و تاثیر غیرمستقیمی بر روی دستکاری آب و هوایی میگذارند.
پروژه هارپ و ادعای استفاده نظامی از دستکاری آبوهوا
این استاد دانشگاه خاطرنشان میکند: بهار امسال، بارندگی افزایش نیافته، بلکه طبیعی شده است. در سالی که مورد تهاجم قرار گرفتیم، ششمین خشکسالی شدید ایران در ۱۰۰ سال گذشته بوده و تصادفی نیست.
وی به عقیم سازی ابرها در پروژه دستکاری آب و هوایی نیز اشاره کرده و میافزاید: برخی از هواپیماهای خارجی، مواد شیمیایی روی آسمان ایران میپاشند که باعث میشود ابرها عقیم شوند و بارندگی نداشته باشیم و همچنین از این طریق، انواع ویروسها و باکتریها وارد جو ایران شده و امکان هر نوع بلایای به ظاهر طبیعی، اما در اصل غیرطبیعی وجود دارد ولی وقتی فضای ایران در روزهای جنگی از پرواز این هواپیماها پاکسازی شد، اقدام برای عقیم سازی ابرها در آسمان کشورمان نیز متوقف شد.
وی تاکید میکند: بازدید ترامپ از هواپیمای «کمتریل پاش» و اعترافات رئیس اف بی آی و سیا در این باره وجود دارد که بر جنگ اقلیمی صحه میگذارد. جنگ آب و هوایی حداقل سابقه ۵۰ ساله داشته و یک جنگ نیمه نرم محسوب میشود. کتاب «عملیاتهای آب و هوایی با اهداف نظامی» نشان میدهد که چگونه آمریکا با دستکاری آب و هوایی، باعث ایجاد سیل در ویتنام شد و تجهیزات سربازان ویتنامی در گِل گیر کرد و حتی در کوبا، محصول نیشکر را با خشکسالی از بین بردند.
قویدل میگوید: کتاب «سازمان ملل و منازعات آب و هوایی» نیز تایید سازمانهای بین المللی از وجود جنگ اقلیمی را نشان میدهد. یک پیمان بین المللی داریم که در آن گفته شده است، کشورها نمیتوانند آب و هوای همدیگر را دستکاری کنند و باید آن تعهدنامه را امضا کنند، هرچند که آمریکا و اسرائیل به هیچ تعهدنامهای پایبند نیستند ولی وجود چنین تعهدی نیز نشان از تایید جنگ آب و هوایی است.
وی با بیان اینکه بارشهای سیل آسای شمال کشور در سالهای گذشته نیز یک امر طبیعی نبود، ادامه میدهد: روسها میگویند داستان اقلیم ایران مشکوک است. آمریکا هم مدعی است که طوفان کاترینا به خاطر دستکاری روسها در تغییر مسیر طوفان رخ داده است.
وی درباره دلیل اجرای پروژه دستکاری آب و هوایی علیه ایران، اظهار میکند: کشور ما از نظر جغرافی دانان، یک کشور خاص است. مالک تنگه هرمز و موقعیت چهارراهی نفت در دنیا هستیم بنابراین برای ایران، برنامههای خاصی دیده شده است. ترکیه، آذربایجان و افغانستان در اطراف ایران طی سالهای گذشته، تعداد بالایی سد زدهاند که به معنای جنگ آب است. بارش هم یک نوع جنگ است و هدف این است که ایران را به تنش آبی برسانند و تجزیه کنند. البته هدف فقط ایران نیست، بلکه کشورهای نفت خیز چون عراق هم است تا این کشورها دیگر قدرت فروش نفت نداشته باشند و به راحتی قابل تجزیه شوند.
جنگ اقلیمی؛ واقعیت علمی یا فرضیهای در معادلات قدرت؟
این استاد دانشگاه خاطرنشان میکند: متهم اصلی در داستان دستکاری و خشک کردن اقلیم ایران، امارات متحده عربی است. در آمریکا، موسسات و اندیشکدههای بسیاری بر روی جنگ اقلیمی کار میکنند، ولی در ایران با وجود تایید چنین موضوعی، میگویند شبه علم است. امروز یکی از قرارگاههای جنگ ما باید سازمان هواشناسی باشد البته مراکز نظامی کشور، این خلا را پر کرده و حداقل در این بحث علمی، ۲۰ سال از مراکز علمی جلوتر هستند.
وی تاکید میکند: اگر قبول کنیم که جنگ اقلیمی وجود ندارد و کشور دچار خشکسالی است، پس تنها یک چاره برایمان باقی میماند و آن نیز این است که در جنوب کشور، تکنولوژی آب شیرین کنهای هستهای را مثل کشورهای عربی تقویت کنیم تا آب شیرین را به داخل کشور بیاوریم که این موضوع نیز نشان میدهد فناوری هستهای از نان شب برایمان واجب تر است.
دیدگاهتان را بنویسید